• دلار آمریکا (خرید): 23,900
  • دلار آمریکا (فروش): 24,500
  • دلار کانادا (خرید): 19,000
  • دلار کانادا (فروش): 19,850

تورم قیمت مسکن نابرابری را بیشتر می‌کند و ارث این شکاف را عمیق‌تر!

والدین من خانه‌ای را در دهۀ 1960 به قیمت 25 هزار دلار خریدند. آنها خانه را 25 سال بعد به 30 برابر قیمت فروختند. سرمایه‌گذاری در هر چیز دیگری به سختی چنین سودی را به همراه داشت. در دهۀ 1980 خانه‌ای را به قیمت 250 هزار دلار خریدیم. اخیراً همان خانه توسط مالکین جدید، 2 میلیون دلار فروخته شد، یک افزایش هشت برابری.

اکنون یک راکت قیمتی املاک از زمین بلند شده است. ارقام امروز که به صورت روزانه افزایش می‌یابد در ارزیابی آسیب‌های آینده کمکی نمی‌کنند. دو داستان ممکن است به صورت مختصر اشاره‌ای به خطرات بکند.

در حالی که مطالب بسیاری در بارۀ شکاف رو به گسترش نابرابری مسکن نوشته شده است، توجه کمتری به این امر شده که چگونه این افزایش می‌تواند به شکاف ثروت در میان تمام کانادایی‌ها دامن زند. علاوه بر پول خارجی‌ [خرید املاک توسط خارجیان] دو عامل دیگر اغلب به افزایش قیمت‌ها کمک می‌کند. فروشندگان خانه در ونکوور و تورنتو 2 تا 4 میلیون دلار برای را برای فروش دریافت می‌کنند که در این شهر‌ها این قیمت برای خانه‌های تک واحده معمولی است.

اما ما در آستانۀ تهدیدی بزرگتر برای ثبات اجتماعی قرار داریم: وراثت. توماس پیکتی، مورخ سیاسی رادیکال فرانسوی، جزو اولین کسانی بود که به ما یادآوری کرد که تا قرن نوزدهم، تنها راه قطعی برای ثروتمند شدن، نوآوری، تجارت یا حتی سرقت نبود. تنها راه ثروتمند شدن ازدواج برای پول یا به ارث بردن آن بود. این بی‌تحرکی سخت اجتماعی برنمی‌گردد، اما میلیون‌ها شهروند که وارث مبالغ هنگفتی هستند شکاف ثروت را تعمیق و گسترش می‌دهند.

نسل من تریلیون‌ها دلار را برای فرزاندانشان به ارث خواهند گذاشت. تخمین‌ها از 50 تا 80 تریلیون دلار در کانادا و ایالات متحده متفاوت است. نسل هزاره (متولدین 1981 تا 1996) و نسل X (متولدین دهۀ 60 و 70) حدود 10 میلیون از کانادایی‌ها را تشکیل می‌دهند. با یک حساب کتاب سر انگشتی می‌توان پیش‌بینی کرد که طی دو دهۀ آینده به هر کدام از آنها به صورت میانگین بیش از نیم میلیون دلار به ارث می‌رسد.

بسیاری از افراد نسل‌ هزاره – که تاکنون فقیر‌ترین نسل کانادا هستند – یک شبه میلیونر می‌شوند. آنهایی که والدین صاحب ملک نداشته‌اند همچنان فقیر باقی می‌مانند. بسیاری از فاکتورها می‌تواند این ارقام را کاهش و یا افزایش دهد: رکود، پاندمی، تورم. اما اگر رونق امروزۀ بازار املاک و مستغلات تنها چند سال دیگر ادامه یابد، تمام این تخمین‌ها بسیار کمتر از واقعیت و تأثیر واقعی نابرابری خواهد بود. ما می‌دانیم چه کسانی منتفع و چه کسانی متضرر می‌شوند. اگر شما یک سفید پوست فارغ التحصیل کانادا ساکن یک شهر بزرگ باشید، به احتمال بسیار زیاد یک برنده خواهید بود. اگر نیستید ...

به علاوه، به زودی از بزرگترین رویداد نابودکنندۀ ثروت برای کانادایی‌های کم درآمد که همان پاندمی باشد، رها می شویم. همانطور که تیف مَکلِم رئیس بانک مرکزی کانادا این هفته گفت: «ما اکنون در شدید‌ترین و نابرابرترین چرخۀ اقتصادی در طول زندگی خود هستیم.» به ابتکارات سیاسی مرتبط باهم زیادی نیاز است: بازدارنده‌های انگیزۀ مالی [مانند وضع مالیات] برای غیر مقیم‌ها و آنهای که خانۀ خالی دارند؛ اقداماتی برای تثبیت قیمت املاک همچن، محدودیت‌های پرداخت وام مسکن، هزینه‌های بالاتر معاملات و ساخت بیشتر مسکن مقرون به صرفه؛ مالیات بر ارث و مالیات بر درآمد‌های سرمایه‌ای.

معمولاً صداهایی از وحشت در برابر این پیشنهادات بلند می‌شود، مشاوران املاک، سازندگان خانه، دلالان وام مسکن، و بانکداران مخالف این اقدامات هستند. همه از افزایش حال حاضر قیمت‌ها بیشترین نفع را می‌برند. ما کمتر کانادایی‌های می‌شنویم که به سختی اجارۀ خانۀ خود را پرداخت می‌کنند. آنها بیش از پیش در نردبان سرمایه به پایین می‌روند. این نابرابری مهاجران را از آمدن به کانادا دلسرد می‌کند و باعث می‌شود کانادایی‌های فقیرتر نتوانند رؤیایی زندگی بهتری را برای فرزندان خو داشته باشند. اگر به حال خود راه شود، می‌تواند باعث تعارض‌های جدی اجتماعی شود. ‌

ثبت دیدگاه

Captcha Image