فیلم اسب هندی: تحمل مسیر طاقت فرسای زندگی از کودکی تا میانسالی

"اسب هندی" فیلمی با ژانر درام است که سعی دارد روایتی واقعی و قابل درک و تا حدی روانکاوانه از یک فرد بومی کانادایی با استعداد را به تصویر بکشد. این فیلم از رمانی با همین نام اقتباس شده است که برنده ی جایزه ی سال 2012 شد. این رمان به نویسندگی ریچارد وگامیس می باشد که سال گذشته در سن 61 سالگی در حالی که فیلم در حال تولید بود، درگذشت. وگامیس مورد تایید کارگردان معروف استیفان کامپانلی بود، که یکی از بهترین کارگردانانی است که فیلمنامه های معروفی را کارگردانی می کند. دراین فیلم سه دوره از زندگی ساول اسب سوارهندی به نمایش گذاشته شده است: دوران کودکی اش در مدرسه، بازی هاکی در نوجوانی و مبارزاتش به عنوان یک توده ای در بزرگسالی. این فیلم روز جمعه در تئاترهای GTA به مدت 101 دقیقه نمایش داده می شود.

در این فیلم به بدرفتاری سفیدپوستان با بومیان در تاریخ کانادا اشاره دارد که شامل سیاست های مدارس میشود که درسال های 1800 تا 1996، 150 هزار کودک را از خانواده هایشان جدا کردند، وآنها را مجبور به یادگیری زبان، فرهنگ و مذهب سفید پوستان کرند.
این داستان دو دهه زندگی 1950 تا 1970 میلادی را بازگو میکند و فیلمی سه گانه است که سه بازیگر، نقش اصلی را بازی می کنند، اسلادن پلتیر وآجاواک کاپاشسیت نقش جوانی ومیانسالی سول را ایفا میکنند، وفارست رونانت نقش جوان مبارز در قسمت میانی فیلم را دارد.

آغاز این داستان پاییز سال 1959 است، ساول 6 ساله (پلتیر) و برادر بزرگترش بن (اسکای پلتیر)، به همراه مادربزرگ شجاع وعاقلشان، نائومی (ادنا مانیتوبی)، در حال تلاش برای رسیدن به مکانی هستند که «مردان سفید پوست نتوانند آنها را پیدا کنند»، اما به دلیل برخی رویدادهای غم انگیز، ساول از طرف دولت فدرال، توسط روحانیون کاتولیک رومی به مدرسه ای در شمال انتاریو فرستاده میشود.

آنجا بیشتر شبیه به زندان بود تا مدرسه، تنها چیزی که ساول و همکلاسیهایش یاد گرفتند، «چگونگی تحمل سختی ها بود.» در آنجا خودکشی امری عادی بود وهر گونه تلاشی برای فرار به شدت مجازات میشد.

راهبه ها با ساول و دیگر بچه ها رفتاری بسیار بد داشتند و آنها را "heathens" (کافر) می خواندند، اما به نظر می رسید کشیش ها قلب رئوف تری داشتند - به ویژه پدر گاستون (Michiel Huisman)، که اشتیاق و علاقه ی ساول را به هاکی کشف کرد.

گاستون هاکی را "بازی خدایان" مینامید و مربیگری ساول را به عهده گرفت تا جایی که ساول توانست در تیم نوجوانان "موتس" در شهر Manitouwadge بازی کند. اما هیجان ساول از زمانی که وارد این بازی جدی رقابتی شد و اینکه فهمید ـاین بازی خدایان نیست، بلکه "بازی سفید پوستان" است بیشتر شد و به معنی این بود که باید حرکت های نژادپرستانه  و ضرب و شتم تیم های مخالف که همه سفید پوست بودن را تحمل کند و آن ها را به خاک بنشاند.

در حال حاضر ساول 22 ساله، شانس این را به دست آورد که به عنوان عضوی از تیم هاکی Maple Leafs در تورنتو بازی کند. اما همچنان حوادث ناگوار دوران کودکی خود را به یاد می آورد، که باعث می شود به مسئله خودباوری او در دوران بزرگسالی لطمه بخورد. اما او تحمل میکند و بر آن غلبه میکند.

ترجمه: نسیم عدلی مقدم

ثبت دیدگاه

Captcha Image