پدوفیلی

قانون آمریکا رابطه‌ی جنسی یک فرد بالغ با یک کودک را به عنوان یک جرم و بزهکاری تعریف کرده است. انجمن روان پزشکی آمریکا (The American Psychiatric Association) چنین عملی را به عنوان یک بیماری با نام pedophilia (میل جنسی به کوکان) مشخص نموده است.
امروزه عملاً هر رفتار ناخواسته‌ای، از زیاده‌روی در خرید و جنون دزدی گرفته تا افراط در میل جنسی و گرایش جنسی به کودکان می‌تواند به عنوان یک بیماری معین شود که تشخیص و معالجه‌ی آن به حوزه‌ی نظام پزشکی تعلق دارد. از این رو بیماری‌سازی شبیه به عمل قانون‌گذاری شده است.
سیاستمداران، که در برابر افکار عمومی و در برابر سنت تاثیر‌پذیر و حساس‌اند، می‌توانند هر عملی را، از کف‌زدن بین سخنرانی یک مسئول مملکتی گرفته تا قتل خونسردانه‌ی یک نگهبان بانک، به عنوان عملی جنایتکارانه تعریف کنند که نظارت بر آنها متعلق است به حوزه‌ی نظام عدالت جزا. وقتی برچسب بیماری نسبت به رفتار، به ویژه رفتار جنسی اعمال شود، یک توصیف با یک قضاوت ارزشی پنهان توام می‌شود.
فرد برلین (Fred berlin) موسس کلینیک اختلال‌های جنسی جان‌هاپکینز و استاد روان‌پزشکی در موسسه عالی پزشکی جان‌هاپکینز اظهار نظر می‌کند که:
بعضی تحقیقات انجام شده حکایت از آن دارند که برخی نابه‌نجاری‌های ژنتیکی و هورمونی احتمالاً نقشی در پدوفیلی (میل جنسی به کودکان) دارند… ما اکنون مورد تایید قرار می‌دهیم که این فقط یک موضوع اخلاقی نیست، و این که هیچ‌کس از روی انتخاب فردی، دارای کشش جنسی نسبت به نوجوان‌ها نمی‌شود.
پدوفیلى که در ترجمه لغوى آن به فارسى میتوان ترکیب «بچه‌ باز» را به کار برد، مشکلى روانى است که کمتر در محافل عمومى در مورد آن صحبت مى‌شود. بیمار پدوفیل باید بیش از ۱۶ سال سن داشته باشد و تحریک جنسی باید مربوط به کودک ۱۳ یا کم سن و سال‌تر باشد. اختلاف سنی بین بیمار و شخص محرک باید حداقل ۵ سال باشد. شخص پدوفیل اگر اقدام به گول‌زدن کودکی کند و از او لذت جنسی ببرد به او پدوفیل فعال می‌گویند، اما اگر فقط در رؤیای این لذت جنسی باشد؛ به او پدوفیل منفعل می‌گویند.
به گزارش نوروسافاری به نقل از مدیکال دیلی، یک مطالعه اخیر در دانشگاه ویندسور کانادا نشان داده است که افراد پدوفیل (دارای تمایلات آزار جنسی کودکان) بیشتر چپ دست بوده و اغلب معایب سطحی در صورتشان دارند که به عنوان ناهنجاری‌های فیزیکی جزئی (MPAs) نامیده می‌شوند. نتایج نشان می‌دهد که وجود اشکالاتی در جنبه‌های خاصی از رشد عصبی می‌تواند خطر ابتلای فرد به پدوفیلی را بیشتر کند.
مردانی که در این مطالعه محققان به عنوان پدوفیل شناسایی کردند، بیشتر احتمال داشت که معایب جزئی صورت و سر داشته باشند. مردان دارای انحراف در صورت و سر بالاترین شاخص‌های آزار جنسی کودکان را داشتند. ناهنجاری‌های صورت و سر شامل لاله گوش جدا نشده، گوش ناهنجار و سقف دهان بلند بودند. ناهنجاری‌های صورت از همان لایه بافت جنینی اولیه‌ای به وجود می‌آید که در طول سه ماهه اول و دوم بارداری، سیستم عصبی مرکزی را تشکیل می‌دهد. این معایب صورت، که در میان مردان شایع‌تر هستند، معمولا توسط قرار گرفتن در معرض ویروس‌ها، الکل، مواد مخدر، عوارض حاملگی یا کمبودهای تغذیه‌ای قبل از تولد ایجاد می‌شوند.
همان‌طور که اشاره شد سازمان روانشناسی آمریکا APA در سال ۱۹۶۸ این بیماری را در لیست اختلالات روانی شناخته شده اضافه کرد. این لیست در هر دوره معینی بازنگری می‌شود و پدوفیلیا به عنوان یکی از زیر شاخه‌های اختلال جنسی شناخته شده است. اگرچه بیشتر کارشناسان معتقد هستند که پدوفیلیا درمان‌پذیر نیست اما می‌توان افکار یک پدوفیلی را با کمک یک روانکاو کنترل کرد و در حقیقت به آنها یاد بدهیم که چگونه از رفتارهای پر خطر دوری کنند. برخی افراد که دارای تمایلات شدید جنسی به کودکان هستند می‌توانند تحت درمان با دارو قرار بگیرند . معمولا یک پدوفیلی از سنین آخر نوجوانی و جوانی پی به تمایلات خود می‌برد و در اصل این اختلال در کودکی یا نوجوانی شکل می‌گیرد.

پدوفیلی از منظر حقوقی

به موجب اعلامیه جهانی حقوق کودک که مجمع عمومی سازمان ملل متحد در اجلاس مورخ بیستم نوامبر ۱۹۵۹ به تصویب رسانیده است و کشور ما نیز به این اعلامیه پیوسته است در حقوق بین‌الملل در خصوص پدوفیلی و مجازات آن این‌گونه مطرح شده است: تلاش تمام کشورهای جهان در مبارزه و جلوگیری از بی‌توجهی ، سهل‌انگاری ، بدرفتاری یا استثمار، سوء استفاده جنسی به وسیله هرکس اعم از اولیاء، قیم، سرپرست مدرسه و یا هر شخص دیگری که با امکان بهره‌گیری از کودک برای تشفی و لذت جنسی خود از هر طریق کودک را مورد ایذاء و آزار قرار می‌دهد و با توجه به این بند کنوانسیون حقوق کودک در سال ۱۹۸۹ مقرر می‌دارد‌:
تمام کشورهای طرف کنوانسیون متعهد می‌گردند که از کودکان در برابر تمام اشکال سوء استفاده‌ها و استثمارها و رفتارهای جنسی علیه کودک، حمایت کنند و از هر نوع عملی که موجب اضرار و ایذاء و آزار کودک در جهت سودجویی جنسی افراد می‌شود اعم از تماس‌های شهوت‌انگیز ، لواط و هر نوع آمیزش غیر قانونی، استفاده از کودکان در فاحشه‌گری، تهیه عکس و فیلم‌های پورنوگرافیک، ربودن کودکان، قاچاق کودکان و معامله آنها، سوق دادن آنان به استفاده از مواد مخدر، توزیع و خرید و فروش مواد مخدر آلوده‌کردن آنان با مشروبات الکلی و داروهای مخدر و سوء استفاده جنسی از این طریق، شکنجه و آزارهای جنسی، جلوگیری کنند و با شدت و بدون هر گونه ملاحظه اجتماعی یا سیاسی از این مجرمین آنان را مجازات نمایند.
در قانون مجازات اسلامی ایران نیز با تصریح و باور بر این موضوع که جرایم علیه اطفال که قطعاً منجر به ایذاء و آزار کودکان به هر طریقی می‌شود و دارای ارکان سه گانه قانونی، مادی و معنوی است، رکن قانونی جرایم علیه اطفال را در موارد مختلف بر اساس احکام شرع مشخص نموده که به طور خلاصه شامل مواد ذیل است:

۱ – ماده ۶۱۹ قانون مجازات اسلامی

 هر کس در اماکن عمومی یا معابر معترض اطفال یا زنان گردد و یا با الفاظ و حرکات مخالف شئون و حیثیت به آنان توهین نماید، به حبس از دو تا شش ماه و تا ۷۴ ضربه شلاق تعزیر می شود.

۲ – ماده ۶۳۳

هر گاه کسی شخصاً یا به دستور دیگری طفل یا شخصی را که قادر به محافظت از خود نیست، در محلی که خالی از سکنه است رها نماید، به حبس از شش ماه تا دو سال و یا جزای نقدی از سه میلیون ریال تا دوازده میلیون ریال محکوم خواهد شد و چنانچه این اقدام سبب وارد آمدن صدمه یا فوت شود رهاکننده حسب مورد به پرداخت دیه یا ارش و یا قصاص محکوم می‌شود.

۳- قوانین عمومی «زنا، لواط، تفخیذ و مساحقه».

بنابراین با توجه به مواد فوق و عمومات شرعی و همچنین قوانین دیگر همچون قانون مسئولیت مدنی و قانون مدنی در باب تربیت و حضانت اطفال هر جرمی که مجنی علیه آن طفل با رعایت شرایط عمومی مربوط به صغار باشد، رکن قانونی جرایم علیه اطفال را تشکیل می‌دهد.
رکن مادی جرایم علیه اطفال در سه بخش است، مرتکب جرم یعنی هر شخصی که با قصد آزار و ایذاء علیه اطفال به ارتکاب این جرم مبادرت ورزیده است، موضوع جرم، که به طور اعم هر نوع تجاوز و تعرض و ارتکاب عملی بر علیه اطفال است و فعل مرتکب که انجام خلاف علیه طفل و به طور اخص انجام عمل جنسی به هر صورت علیه طفل مجنی علیه می باشد. در رکن معنوی عمد و سوء نیت مجرم در ارتکاب اعمال خلاف علیه اطفال و علم و اطلاع و اختیار در ارتکاب این اعمال، یعنی قصد عام و قصد خاص باید وجود داشته باشد.
نکته‌ی نهایی اینکه در ارتباط با کودک‌آزاری جنسی در ایران از سال ۹۳ به بعد موارد متعددی گزارش شده است. درباره جرایم جنسی چون جرم منافی عفت است، اطلاع‌رسانی صورت نمی‌گیرد. موردی که تجاوز ناظم به دانش‌آموزان را شامل می‌شد، در نهایت با حکم صد ضربه شلاق، دو سال تبعید و دو سال محرومیت از فعالیت آموزشی مواجه شد که با فرض عدم اثبات جرم درباره تجاوز جنسی در دو مورد دیگر (ایذا و لمس) گزارش شده، بسیار مجازات کمی برای فرد متخلف در نظر گرفته شده است؛ درحالی‌که در خارج از کشور، بیماران جنسی از این دست با مجازات‌های شدیدتری مواجه هستند.
بنابراین می توان اظهار نمود قوانین همچنان با خلأهایی در این‌باره مواجه هستند و لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان در صورت تصویب نهایی می‌تواند بسیاری از خلأها را برطرف کند.

ثبت دیدگاه

Captcha Image