به ایرانی بودنم بالیدم

طبق روال همیشگی برای بخش داستان های شما این بار از وبلاگ تو کانادا این پست رو انتخاب کردیم. شما هم میتوانید داستان های خود را برای انتشار در این بخش ارسال نمایید.

دریاچه زیبای واترتون در جنوبی ترین قسمت آلبرتا قرار داره. آخرهای سپتامبر سال پیش که پدر مادرم برای دیدن ما اومده بودند؛ یک سر رفته بودیم اونجا و یک شب هم موندیم. (من سال قبلش هم همون موقعه ها اونجا بودم و بعضی عکسهای این پست هم مربوط به دو سال پیش میشه). تقریبا سه ساعت در راه بودیم. این عکس از رنگین کمان را در مسیر بین کلگری و واترتون گرفتم. نمیدونید چقدر از این ژنراتورهای بادی اون پایین آلبرتا هست:



نکته جالب این دریاچه اینه که مرز مشترک آمریکا و کانادا از میانش میگذره:



این هم دریاچه زیبا و ابری واترتون:



و شهر کوچیک و دنج واترتون که چیزی بیشتر از مجموعه ای از هتلهای قشنگ نیست:



هنوز وارد شهر کوچیک واترتون نشده بودیم که دیدیم مردم دارند از یک چیزی اون طرف جاده عکس میگیرند. یک بچه خرس بود در حال خوردن بری ها (مثل بلو بری و تمشک و از این جور چیزا):



در شهر از این اسکله سوار یک قایق شدیم که دریاچه را بگردیم. طبق قراردادی که بین استان آلبرتا از کانادا و ایالت مونتانای آمریکا بسته شده میشه بدون داشتن ویزا از مرز بین دو کشور عبور کرد در سمت آمریکایی دریاچه برای یک راهپیمایی کوتاه از قایق پیاده شده:



در طول مسیر این آقای مهربون  [🙂]  یک بند در مورد دریاچه و حیات وحش اطرافش حرف میزد و مخ  میخورد:



از شانس خوبمون تونستیم یک عقاب دریایی ببینیم:



اینجا اسکله سمت آمریکایی دریاچه بود. یادم میاد که اسم این قسمت را پارک صلح گذاشته بودند و چیزای جالبی زیر او سقف بود:



همینجا بود که به ایرانی بودن خودم افتخار کردم. آدم وقتی تصویر هموطن خودش را در همچین جایی میبینه شاد میشه:





قدم زنان تا پاسگاه مرزی آمریکاییها رفتیم. از اونجا به بعد نیاز به چک کردن پاسپورت بود. این هم تابلوشون:



پاسگاه که نبود! دوتا آفیسر نشسته بودن که دور هم باشیم:لبخند (این تصویر را از گوشه یکی از عکسهام بریدم)



بعد از اون سوار قایق شدیم برگشتیم. همه مسیر زیبا بود:



شب در هتلی که قبلا رزرو کرده بودیم خوابیدیم و صبح که بیدار شدیم اینها همه جای شهر بودند:



بعدش یک سر به دریاچه کامرون در همون نزدیکیها زدیم. خیلی آروم و دوست داشتنی بود: (انتهای این دریاچه هم مرز آمریکاست)



تعداد عکسهای این پست خیلی زیاد شد. اجازه بدید بقیه قسمتهای سفر را فاکتور بگیرم.
 
 

ثبت دیدگاه

Captcha Image