• دلار آمریکا (خرید): 10,300
  • دلار آمریکا (فروش): 10,700
  • دلار کانادا (خرید): 7,900
  • دلار کانادا (فروش): 8,200

چگونه می توان در عمل به پتانسیل نیروی کار ماهر کانادا دست یافت

آخرین آمار سرشماری منتشر شده نشان می دهد که کانادا بر اساس اطلاعات روز حاصل از اقتصاد جهانی قادر خواهد بود از امتیاز بزرگ رقابتی برخوردار شود. این مسئله به این دلیل است که 54 درصد کانادایی های بین سنین 25 و 64 دارای مدرک تحصیلی کالج یا دانشگاهی می باشند که جهشی قابل توجه از 48 درصد در سال 2006 و بالاترین آمار در میان کشورهای عضو سازمان هماهنگی و توسعه اقتصادی OECD به شمار می رود.
نیروی کار تحصیل کرده کانادا برای شیوه کارفرماها درمدیریت استعدادها، استاندارد کیفی تازه ای تعریف می کند. در واقع امروز چالش جدی کارفرما ها یافتن بهترین شیوه برای تبدیل توانایی بشر به پتانسیل تولیدی در محیط کار است.
تحقیقات و پژوهش هایی که سازمان هماهنگی و توسعه اقتصادی (OECD) انجام داد به صورت آشکار نشان می دهد که بهره وری نیروی کار به طور مستقیم به دانش و مهارتشان مرتبط است. برای بهره وری از این پتانسیل شغل و محیط کار کارکنان باید برای آن ها این امکان را فراهم آورد تا به طور کامل توانایی ها و قابلیت هایشان را به کار گیرند و حتی آن را بیشتر توسعه دهند.
این مسئله به تلاش هماهنگ کارفرماها نیاز دارد تا فاصله بین توانایی ها و مهارت های کارکنان و آنچه آنها در حقیقت در شغلشان به کار می گیرند کمتر سازند.
گزارش OECD Skills Matter اسناد مربوط به ناهماهنگی گسترده بین مهارت نیروی کار و نیازهای شغلی آن ها را در سراسر 28 کشور OECD از جمله کانادا نشان می دهد. این ناهماهنگی ها هنگامی رخ می دهد که قابلیت ها و مهارت های تحصیلی نیروی کار با در عملکرد شغلی که بر عهده دارند مرتبط نیست.
بر اساس نظرسنجی OECD در مورد مهارت بزرگسالان حدود یک چهارم کارمندان کانادایی مهارت ها و قابلیت هایی بیش از شغل خود دارند و حدود یک دهم کارمندان دارای سطح سوادی بالاتر از نیاز شغلی خود هستند.  
استعداد ها و مهارت هایی که برای سطوح شغلی پایین تر به کار گرفته می شوند با دستمزد پایین تر و کاهش رضایتمندی شغلی نیز همراه است. همچنین این به معنی کاهش بهره وری و رشد کمتر تولید ناخالص داخلی یا GDP است. با گذشت زمان اگر نیروی کار به طور مرتب در شغل مرتبط با مهارت خود به کار گرفته نشود این احتمال وجود دارد که توانایی ها و مهارت هایی را که زمانی کسب کرده بود از دست بدهد.
کاهش یا از بین بردن شکاف بین مهارت و توانایی و نیازهای شغلی این اطمینان را فراهم می سازد که مهارت ها هدر نمی روند و ناکارآمد نیستند چرا که این مهارت ها به نیروی کار یاری می رساند تا کارآمدتر عمل کنند و از رضایت بیشتری برخوردار شوند و احتمالا در کسب درآمدی بالاتر نیز سهیم است.
حال این سوؤال مطرح است که چه چیزی باید تغییر کند؟ نظر سنجی انجمن تحقیقاتی OECD در مورد مهارت های بزرگسالان Survey of Adult Skills نیز نشان می دهد که توانایی استفاده از مهارت های مؤثر و مرتبط، تشخیص وظایف و توانایی و مهارت های پردازش اطلاعات تاثیر مثبت و قابل توجهی بر دستمزد دارند. شیوه های کاری خلاقانه - از جمله کارهای تیمی، به اشتراک گذاشتن اطلاعات و آموخته ها، پاداش عملکرد و طراحی شیوه کاری که به کارکنان امکان انعطاف پذیری و خودمختاری بیشتر در چگونگی سازماندهی زمان و انجام کارشان می دهد-  نیز برای کارکنان این امکان را فراهم می سازد که مهارت و دانش خود را به کار گیرند.
با این حال کمتر از 30 درصد نیروی کار کانادا در چنین محیط های کاری "با عملکرد و کارایی بالا" قرار دارند. در این کتاب ما با توجه به شکاف مهارتی به تشخیص موانع عملی و همچنین فرصتها می پردازیم.
تشخیص و سپس اقدام به منظور از بین بردن فاصله و شکاف موجود بین مهارت ها و وظایف شغلی نیروی کار باید جزئی از خط مشی مدیریت استعدادها و مهارت ها باشد که مورد تجدید نظر قرار گرفته است.
به این ترتیب کانادا نه تنها کشوری متشکل از افراد تحصیل کرده خواهد بود بلکه در نتیجه شکوفایی و کیفیت زندگی سود بسیاری بدست خواهد آورد.
ترجمه منصوره جیدانی

ثبت دیدگاه

Captcha Image