• دلار آمریکا (خرید): 12,450
  • دلار آمریکا (فروش): 13,650
  • دلار کانادا (خرید): 10,500
  • دلار کانادا (فروش): 10,650

دلایل گرانی پروازها در کانادا چیست؟

بر هیچ مسافر هوایی کانادایی پوشیده نیست که مسافرت در داخل کانادا می تواند به طرز اعجاب انگیزی گران باشد. در حالی که عوامل زیادی در این باره وجود داشته، اما مسافرت به خارج از کشور غالباً بسیار ارزانتر است. و به عنوان کشوری که اتحاد و وحدت را در سراسر کشور ترویج داده، بسیاری از کانادایی ها تا به حال از استان خود دورتر نرفته اند.

کانادا دو خط هوایی مهم به نام های Air Canada و WestJet داشته، که هر دو خدمات داخلی را در کشور ارائه داده و قیمت ها و هزینه های مشابهی نیز دارند. شرکت های هواپیمایی کوچکتر دیگری نیز وجود داشته که برای زنده ماندن در وضعیت اقتصادی کانادا تلاش کرده، و بسیاری نیز هرگز پیش از داشتن شانسی واقعی در ارائه گزینه های جایگزین برای مسافران، پروازی نداشته اند.

با این حال، نمی توان فقدان رقابت را دلیل اصلی پرداخت 400 دلار به ازای دریافت بلیط رفت و برگشت از مونترال به تورنتو دانست، چرا که عوامل بسیار دیگری نیز وجود داشته که برخی ممکن است غافلگیرتان کند، از هزینه های گزاف بیمه شخص ثالث و مالیات گرفته تا روابط گاهاً مشکوک دولت با صنعت حمل و نقل هوایی.

در این رابطه با دو متخصص با نام های Gabor Lukacs، بنیانگذار و هماهنگ کننده وبسایت AirPassengerRights و Massimo Bergamini، رئیس و مدیرعامل شورای ملی هواپیمایی کانادا (NACC) گفتگو شده است.

قیمت بلیط یک طرفه به ونکوور در هر دو شرکت هواپیمایی Air Canada و WestJet، بدون در نظر گرفتن مالیات، حدود 980 دلار برای صندلی های economy و معمولی، و 3000 دلار برای صندلی های first class و business class، می باشد.

که با در نظر گرفتن کمترین قیمت بلیط، پرواز رفت و برگشت با Air Canada از YUL (فرودگاه بین المللی مونترال) به YVR (فرودگاه بین المللی ونکوور) در کل 2,244.90 دلار و با WestJet 1,726.36 دلار هزینه در بر خواهد داشت.

براساس گزارش 2016 Emerson، بررسی دولت مبنی بر تعیین "اولویت ها و اقدامات بالقوه در حمل و نقل که از رفاه اقتصادی دراز مدت کانادا حمایت نموده"، موجب گشته عملکرد و توسعه زیرساخت های هواپیمایی کانادا در دهه 1990 به طرز چشمگیری تغییر کند.

دولت با استفاده از واگذار نمودن هزینه های زیرساختی و عملیاتی به مشتریان و شرکت های هواپیمایی، سیاست " کاربر- پرداخت " را اجرا نموده، در حالی که همچنان درآمد حاصله از هزینه حمل و نقل هوایی و مالیات را بنا به دلیل سرمایه گذاری در حمل و نقل هوایی جمع آوری می نماید. به گفته Bergamini، "این امر در کانادا +100 درصد بوده – چرا که دولت فدرال سالانه صدها میلیون دلار پول باد آورده را از خطوط هواپیمایی تجاری به جیب می زند که توسط کاربران، چه مسافران هوایی و چه شرکت های هواپیمایی پرداخت می گردد."

که این امر یکی از دلایل عمده گرانی خطوط هواپیمایی کانادا به شمار می رود. به طور مثال، در مونترال، هزینه بار 10.29 دلار به ازای هر 1,000 کیلوگرم در حداکثر وزن پرواز در نظر گرفته می شود. این هزینه ها به شرکت هواپیمایی تعلق گرفته که به نوبه خود به عنوان مالیات از مسافران دریافت می کنند. حداکثر وزن پرواز یک بوئینگ 737-600، 66,000 کیلوگرم بوده، بدان معنی که هزینه فرود یک فروند هواپیما در فرودگاه مونترال- ترودو، 679 دلار می باشد.

طبق گفته Bergamini، در مسیرهای داخلی، مالیات و هزینه شخص ثالث حدود 85 درصد از هزینه بلیط داخلی را شامل گشته، که میانگین آن 50 تا 60 درصد هزینه ها را در بر می گیرد.

اما به عقیده Gabor Lukacs، مالیات فرودگاه ها تنها یک بهانه است، که شرکت های هواپیمایی دوست دارند مدام از آن شکایت کرده و جغرافیای متفاوت کانادا را مقصر بدانند. که البته از نظر منطقی درست بوده، اما پاسخ این سوال نیست.

در حقیقت موقعیت جغرافیایی یک عنصر اصلی و مهم در گران بودن خدمات هواپیمایی بوده، و به گفته آقای Lukacs، یک افسانه شهری است. به عنوان مثال کانادا از موقعیت جغرافیای متفاوتی نسبت به اروپا برخوردار است.

آقای Bergamini اذعان داشته جغرافیا به عدم رقابت در بازار حمل و نقل هوایی کانادا کمک نموده، و همانند آقای Lukacs، معتقد است که تنها یک بهانه است در دست دولت.

به باور آقای Bergamini، محیط ضد رقابتی کانادا در رابطه با هزینه ها، ورود رقبای جدید به بازار را دشوارتر ساخته، و در حالی که پیشنهاداتی به منظور تغییر حدود مالکیت های خارجی ارائه گشته، اما مسئله واقعی، رفع موانع اقتصادی برای تازه واردین است. بدون شک، هزینه بالای عملیات در کانادا، مانع بزرگی برای رقابت به شمار می رود.

دو خط هواپیمایی اصلی کانادا در بازار برتری داشته و به نظر نمی رسد موقعیت آنان علی رغم شکایات بسیار در رابطه با هزینه ها، تغییر کند.

در رابطه با رفع مشکل هزینه های بالای خطوط هواپیمایی، راه حل های بالقوه بسیاری از تجارت ساحلی گرفته تا بسیج عموم وجود داشته، و آقایان Lukacs و Bergamini نیز راه حل های قابل قبولی در این باره ارائه داده اند.

از نظر آقای Lukacs، یکی از راه حل های مؤثر، کابوتاژ یا همان تجارت ساحلی است. این حق هواپیمایی های خارجی است که برای حمل مسافرین به کانادا پرواز کنند. به عنوان مثال، در پرواز از فرانکفورت به تورنتو، تحت رژیم فعلی، هواپیماها می توانند برخی از مسافران خود را در تورنتو پیاده کرده و راه خود را به ونکوور ادامه دهند، اما نمی توانند مسافرن بیشتری را سوار نمایند.

به نظر آقای Bergamini، بهتر است NACC به تلاش خود در کاهش هزینه ها و مالیات های شخص ثالث ادامه دهد. البته نه بدین معنا که خواستار یارانه بیشتر باشد، بلکه در پی این است که دولت کانادا میزان پول خروجی خود از سیستم را کاهش دهد.

به عقیده وی، سفر هوایی به همان اندازه در وحدت کانادا اهمیت داشته که راه آهن 100 سال پیش داشت. به نظر وی، کانادا سال ها عقب مانده و بایستی رویکرد فعلی خود را در سفرهای هوایی داخلی توسعه دهد.

و به عقیده آقای Lukacs نیز، نمی توان با پیشرفت ممانعت کرد – یا باید آن را پذیرفت یا رد کرد، به هرحال پیشرفت همچنان اتفاق خواهد افتاد.

ترجمه نفیسه حسینی

ثبت دیدگاه

Captcha Image