تازه ترین اخبار

کانادا و ما مهاجرها

تعداد ما مهاجرینی که از کشورهای دیگه به کانادا اومدیم، نسبت به کاناداییهای قدیمی، روز به روز داره بیشتر می شه. در همه ما مهاجرها یک خصوصیت مشترک هست و اون اینکه از کشورهایی توسعه نیافته اومدیم و به نظر من این توسعه نیافتگی کشورهای ما ناشی از نحوه تفکر و نحوه زندگی ماست. یه مدتی ذهنم به این مشغول بود که آیا ورود اینهمه مهاجر، سیستم جامعه کانادا رو تغییر خواهد داد و اون رو شبیه تر به کشورهای اولیه ما خواهد کرد یانه؟

یه روز که استفنی داشت درباره فامیلهاش تو انتاریو صحبت می کرد گفت که یه زمانی تورنتویی ها معروف بودن به ثروتمند و اصیل بودن و اینکه خیلی خوب رانندگی می کردن و قوانین رو کاملا رعایت می کردن. نتیجه ای که من از حرفهای استفنی گرفتم این بود که ورود ما مهاجرها به تورنتو حداقل باعث تغییر سیستم رانندگی شده و الان به گفته دوستانی که تورنتو رو دیدن، رانندگی تو تورنتو فرق چندانی با رانندگی تو تهران نداره.

جورج که یکی از کارمندای مسن دانشگاهه، می گفت که برخلاف خودش که تو دانشگاه کار می کنه و با دانشجویانی از همه جای دنیا سر و کار داره، برادرش بیشتر عمرش رو تو شهر کوچیکی تو انتاریو سپری کرده و یه بار که به تورنتو رفته بود، شوکه شده بود که آیا اینجا واقعا کاناداست؟ براش جای سوال بود که چرا هیچکس به هیچکس سلام نمی کنه و هیچکس به هیچکس لبخند نمی زنه و چرا همه بی تفاوت از کنار هم رد میشن؟ البته جورج بعد از گفتن این داستان، با نایسی خاصی که کانادایی ها سعی می کنن داشته باشن و طرف مقابل رو متهم نکنن، گفت که “البته همه جای دنیا تو شهرهای کوچیک مردم با هم صمیمی تر و خوش برخوردتر از شهرهای بزرگ هستن، مگه اینطور نیست؟” من که تو دو سه تا شهر کوچیک تو ایران هم زندگی کردم، وقتی برخورد مردم خودم رو به یاد آوردم، در جواب جورج سکوت کردم. به جورج گفتم که ما مهاجرها آماده ایم فرهنگ کانادا رو یاد بگیریم و عضوی از این جامعه بشیم و باید سیستمی وجود داشته باشه که به ما در این راه کمک کنه. جورج اما با یه لبخند گفت که این نحوه تفکر تو خیلی نوید دهنده است اما متاسفانه اکثر مهاجرها همچین تفکری ندارن و برای انطباق نیومدن، بلکه دوست دارن با فرهنگ و شیوه کشور خودشون زندگی کنن اما از مزایای زندگی در کانادا هم بهره مند باشن.

یکی از دوستان استفنی به اسم جان که صدمین سال ورود اجداد اوکراینیش به کشور کانادا رو جشن گرفته بود، در جواب نگرانی من برای آینده کانادا و تغییر سیستم اجتماعی، معتقد بود که این مسئله ای هست که کانادا همیشه باهاش دست و پنجه نرم کرده و خوب یاد گرفته چطور باهاش کنار بیاد.

 

نه تنها بخشی از مهاجرها، تلاش و تمایل چندانی برای هماهنگ شدن با جامعه کانادایی ندارن، بلکه بخشی از کسانی که میان کانادا، میان که فقط یه پاسپورت برای خودشون یا بچشون بگیرن و برگردن برن کشور خودشون زندگی کنن تا در زمان ضرورت بتونن از سیستم اجتماعی کانادا استفاده کنن.

وقتی با یکی از دوستان ایرانی درباره شارلوت صحبت می کردم، و اینکه شارلوت از مهاجرها بدش میاد به خاطر اینکه معتقده خیلی از مهاجرها از امکانات کانادا  استفاده می کنن و بعد از در اومدن از آب و گل و کسب سابقه کاری یا مدرک تحصیلی کانادایی و بعد از اینکه شهروندی کانادا رو گرفتن می رن به آمریکا، این دوست ما در جواب گفت که “من حرفای شارلوت رو قبول ندارم. به هرحال ما کار غیر قانونی نمی کنیم. قانون به ما این اجازه رو میده و ما این کارو می کنیم. این مشکل از ما نیست. مشکل از قوانین مهاجرتی کاناداست.”

مدتی بعد از این گفتگوی ما، قوانین شهروندی و مهاجرتی کانادا تغییر کرد. طبق قانون جدید به قول منتقدینش، به دست آوردن شهروندی کانادا سخت تر شده و از دست دادنش راحتتر. علاوه بر سخت شدن شرایط اخذ شهروندی کانادا، یکی از جنجالی ترین قسمتهای این قانون مربوط میشه به این بخش که اگر یک شهروند کانادایی شهروندی کشور اولش رو هم داشت، و بعد توسط یک دادگاه به تروریسم محکوم شد یا مشخص شد که تلاشی در جهت خیانت به منافع کانادا انجام داده یا یکسری جرمهای دیگه، دولت کانادا حق خواهد داشت شهروندی این فرد رو لغو کنه.

من به کاناداییها بابت نگرانی برای جامعه شون حق می دم و با این که شرایط اعطاء شهروندی به سمتی بره که ما مهاجرها مجبور بشیم بیشتر با جامعه تطبیق پیدا کنیم و بیشتر زبان یاد بگیریم و بیشتر با جامعه کانادا داد و ستد فکری و فرهنگی داشته باشیم کاملا موافقم اما این قانون، قانون ناعادلانه ای هست.

این قانون از سویی باعث میشه که شهروندی کانادا به یک وضعیت متزلزل تبدیل بشه و بدتر از اون از سوی دیگه باعث میشه که شهروند درجه یک و درجه دو به وجود بیاد. یک دسته از کاناداییها شهروندانی مثل اتباع کشور ما خواهند بود که کشور اولشون شهروندیشون رو باطل نکرده و دو تا  تا پاسپورت دارن و ممکنه کانادا یه روزی تصمیم بگیره که شهروندی کاناداشون رو باطل کنه و دسته دوم شهروندانی خواهند بود مثل اتباع چین که کشور اولشون شهروندی اولشون رو لغو کرده و همینطور کاناداییهای قدیمی که با داشتن یک پاسپورت از این قانون مصون می مونن و هرجرمی هم انجام بدن شهروندیشون باطل نخواهد شد.

مطلب ارسالی

No Comments

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


نظرات شمـا